الملا فتح الله الكاشاني
140
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
رسول اللَّه ( ص ) فى الربا خمسة اكله و مؤكله و شاهديه و كاتبه و باقى احاديث و اخبار در تهديد و وعيد ربا بعد از اين مذكور خواهد شد هفتم آنكه حق سبحانه اكتفاء نكرد در نهى از ربا و تنفير مردمان از آن بوعيد نار بلكه با وجود اين اخبار نمود كه بركت در ربا نيست بلكه موجب ذهاب رأس المال است و بى بركتى آن كما قال * ( يَمْحَقُ اللَّه الرِّبا ) * كم و كاست ميگرداند حقتعالى مال ربا را و مىبرد بركت آن را يعنى هر چند بسيار و فراوان باشد عاقبت آن بنقصان و خسران ميكشد و ابن عباس فرموده هر كه از آن مال به صدقه دهد يا در راه حج و غزوه نفقه كند پذيرفته نشود و اين كلام نقصانست * ( وَيُرْبِي الصَّدَقاتِ ) * و افزون مىكند خدا صدقه ها را يعنى هر چند كم باشد مزد آن را در آخرت زياده بدهد و مع ذلك در دنيا در آن ارزانى فرمايد * ( وَاللَّه لا يُحِبُّ ) * و خدا دوست نميدارد * ( كُلَّ كَفَّارٍ ) * هر ناسپاسى را كه مستحل ربا باشد و مصر بر تحليل محرمات * ( أَثِيمٍ ) * بزه كار كه منهمك باشد بر ارتكاب ربا و ساير محارم در ذكر كفار كه صيغهء مبالغه است بدون كافر اشاره است به آنكه هر شخصى كه مستحل ربا است كافر است و هر گاه بسيار اكل ربا كند با استحلال پس ضم كفر كرده باشد بكفر و متوغل شده در كفر مرويست كه حضرت رسالت ( ص ) باصحاب خطاب كرد و فرمود كه ان اللَّه يقبل الصدقات و لا يقبل منها الا الطيب و يربيها لصاحبها كما يربى احدكم مهره او فصيله حتى ان اللقمة لنصير مثل احد يعنى بدرستى كه حق سبحانه قبول صدقات مىكند و از آن قبول نميكند مگر پاك و پاكيزه كه بطيب نفس و محض اخلاص داده باشند و تربيت و پرورش آن ميدهد هم چنان كه يكى از شما اسب كره يا شتر بچه خود را پرورد تا آنكه هر لقمهء از آن صدقه را مثل كوه احد گرداند و در خبر است كه حقتعالى روز قيامت صدقه را بنزديكتر ازو آرد و در كفهء حسنات نهد كفه گرانبار شود بنده گويد بار خدايا اين طاعت گران چيست كه از من اين نوع طاعتى صادر نشده بود خطاب آيد كه اين آن نيم خرما است كه تو فلان روز از براى من صدقه دادى من آن را براى تو مىپروردم تا به اينمرتبه رسانيدم و در وقت احتياج تو بفرياد تو رسيد و از حضرت رسالة ( ص ) روايتست كه فرمود در شب معراج جمعى را ديدم كه شكمهاى ايشان متورم شده بود و بر آماهيده و هر شكمى مانند گنبد بزرگ و ايشان بر رهگذر آل فرعون افتاده بودند كه آل فرعون بر سر ايشان گذرند و آل فرعون را هر بامداد و شبانگاه بر دوزخ عرض كنند كما قال النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَعَشِيًّا من ايشان را ديدم كه مانند شتران مست مهار گسسته ميآمدند و اين جماعت را لگدكوب ميكردند و هر چند اينجماعت ميخواستند كه از راه ايشان برخيزند نميتوانستند و هر گاه بر ميخواستند مىافتادند و آل فرعون ميگفتند اللهم